السيد موسى الشبيري الزنجاني

5167

كتاب النكاح ( فارسى )

عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ قاتَلَهُمُ اللَّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ ، اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلَّا هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ » . مفاد اين آيه اين است كه يهود و نصارى شرك در عبادت داشته و غير از خداوند يكتا ، ارباب متعددى را پرستش مىنمودند و اينكه آنها شرك در عبادت داشتند نه شرك در خالقيت و مانند آن ، علاوه بر اينكه مطلبى است كه از ذيل آيه يعنى « وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ . . . » استفاده مىشود ، بلكه اساساً اطلاق مشرك حتى نسبت به وثنيين و بت‌پرستان نيز به لحاظ اين است كه آنها مشرك در عبادت بودند و گرنه اصل اينكه خالق و آفريدگار هستى يكى بيش نيست و آن خداوند متعال است را نيز آنها قبول داشته‌اند منتها قايل بودند كه رب‌هاى متعددى كه هر يك كارى خاص انجام مىدهند نيز وجود دارند و لذا آنها را مورد پرستش قرار مىدادند . به هر حال از اين آيه استفاده مىشود كه اهل كتاب به خاطر پرستش غير خداوند مشرك بوده و اطلاق مشرك به آنها صحيح است . نكته قابل توجه اين است كه ما به كلمه « يُشْرِكُونَ » كه در آخر آيه آمده است تمسك نمىكنيم ، زيرا اين كلمه به صورت « فعل » آمده و ممكن است كسى بگويد از اين تعبير نمىتوان وصف « مشرك » ( به صورت اسم فاعل ) را استفاده نمود . آيه دوم كه مرحوم مجلسى در مرآة العقول به آن تمسك كرده است آيه‌اى است در سوره توبه / 33 و صف / 9 آمده است : « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ » * مرحوم مجلسى مىفرمايد مراد از « مشركون » در اين آيه شريفه اعم از بت‌پرستان و اهل كتاب است زيرا اگر نگوييم يهود و نصارى بيشتر از بت‌پرستان كراهت و ناراحتى از غلبه دين اسلام بر ساير اديان را داشتند . كمتر از آنها نبوده‌اند و لذا وجهى ندارد كه ما « مشركون » را منحصر به بت‌پرستان نماييم . لذا بر تمامى كفار اطلاق